پارت هجدهم

پارت هجدهم
(ا/ت)
با حس دست یکی روی شونم برگشتم که دیدم تهیونگه با دیدنش تنفر خاصی دوباره اومد سمتم که از قبل بیشتر شده بود با تعجب داشتم نگاهش میکردم که گفت:اوه ا/ت فکر نمیکردم دوباره ببینمت ا/ت:الانم نمیخوام ببینمتون و فکر نکنید بخاطر شما اومدم بخاطر لواست که اومدم ..ابروشو بالا انداخت بالا و گفت:اووو ا/ت خوب نیست باهام اینجور حرف میزنی بخاطر اون؟ دیدم انگشتش رو سمتی برد برگشتم به همون سمت که دیدم...اون جیمین بود با یه دختره کنارش که داشتن میخندیدن...برای چند لحضه نفس کشیدن یادم رفت...اون..اون جیمین نبود..امکان نداره..با صدای تهیونگ افکارم بهم ریخت بغل گوشم اومد و آروم گفت:متاسفم که اینو باید میدیدی ولی باید کنار بیایی باهاش و بزاری زندگی خودشو بکنه کسی که مثل خودش باشه براش خوبه نه تویی که همین الانشم با دیدن این آدما ترسیدی حرفاشو اصلا درک نمیکردم با صحنه ای که دیدم فقط میخواستم از اونجا برم حالم خیلی بد بود چشمام پر بود از اشکیایی که لحضه شماری میکردن بریزن بی توجه به تهیونگ از جام بلند شدم که باهاش چشم تو چشم شدم با تعجب نگام می‌کرد توجهی نکردم و رفتم توی حیاط عمارت ..کنار استخر وایستاده بودم هوا سرد بود سوزشی که قلبم داشت باعث می‌شد نتونم به درستی نفس بکشم سوزش سرما و قلبم باهم یکی شده بود کنترل اشکام دست خودم نبود به هق هق افتاده بودم که یکی صدام زد میدونستم خودشه دلم واسه صداش تنگ شده بود...چشمامو روی هم محکم گذاشتم و لبامو روی هم فشار میدادم تا صدای گریم بلند نشه...
(جیمین)
داشتم به یکی حرف میزدم یه شریک کاری دختر خوبی بود داشتیم حرف میزدیم که رو به روم ا/ت رو بعد از یه ماه دوباره دیدم داشت نگام میکرد...چشماش پر اشک بود که دید یهو رفت بیرون زود رفتم دنبالش
جیمین:ا/ت .. ا/ت: ....جیمین:بعد این مدت که ندیدمت و دلم برات تنگ شده نمیخوای نگام کنی؟ هیچ جوابی بهم نداد یکمی رفتم جلو و بازوشو گرفتم که یهو برگشت سمتم و دستشو از دستم در آورد ا/ت:به من دست نزن دستتو بهم نزن(با داد)جیمین:ا/ت...
ا/ت: رزو پیش همون برووو اون بفهمه اینجایی حتماا ناراحت میشه برو دنبال من نیا حالمو بهم میزنی...
کپی‌ممنوع
دیدگاه ها (۱۳)

پارت نوزدهم(ا/ت)با هر بدبختی و سختی که شده بود لونا رو راضی ...

(پارت بیستم)تو هیچوقت قرار نیست منو از دست بدی باشه؟نیم نگاه...

پارت هفدهم(ا/ت)کنار لونا نشسته بودم نزدیک شب بود از وقتی تهی...

پارت شانزدهم(ا/ت)با آرنجم زدم به دستش جوریکه فقط خودمون بشنو...

Part6

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part ⁶* ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط