#تک‌_پارتی | یونگی . ات 🖤

#تک‌_پارتی | یونگی . ات 🖤

ساعت از دو نصفه‌شب گذشته بود. یونگی هنوز توی استودیو مشغول کار بود که در آروم باز شد.

ات: هنوز نخوابیدی؟

یونگی بدون اینکه سرش رو بلند کنه گفت:

فقط این قسمت مونده...


ات لیوان قهوه رو روی میز گذاشت و آروم کنارش نشست.

ات: از صبح هیچی نخوردی... حداقل یه کم استراحت کن.

یونگی نفس عمیقی کشید، لپ‌تاپ رو بست و بالاخره به ات نگاه کرد.

وقتی تو کنارمی، انگار خستگی یادم میره.


ات لبخند کوچیکی زد.

ات: پس بیا، امشب کار بسه.

یونگی دست ات رو گرفت، انگشتاش رو بین انگشت‌های ات قفل کرد و با لبخند کمرنگی گفت:

باشه... ولی فقط چون تو گفتی. حالا بریم خونه. 💜
دیدگاه ها (۰)

سه‌پارتی | تهیونگ × اتپارت ۱بارون شدیدی می‌بارید. تهیونگ بعد...

سه‌پارتی | تهیونگ × اتپارت ۲تهیونگ چند بار اون جمله رو خوند....

سناریو: وقتی اعضای بلک‌پینک سر ات داد می‌زننجیسو:با اخم می‌گ...

سناریو: در خواستی وقتی اعضا سر ات داد می‌زنننامجون:از شدت ع...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔𝟐ات بالاخره بین هق‌هق‌هاش آرو...

مردی در ساحل...[پارت هشتم]خورشید هنوز کامل غروب نکرده بود.نس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط