بخشی از کتاب

بخشی از کتاب
بی‌تی‌اس همیشه با سونبه و هوبه ها با احترام برخورد میکردن حتی با وجود اینکه بعضی از اونا بهشون بی توجهی میکردن و بی تفاوت از کنارشون رد میشدن بازم اونا اولین کسی بودن که با همه احوالپرسی میکردن ، بی‌تی‌اس اغلب بخاطر اینکه تو جایگاه تاپی نامزد نمیشدن و عضو کمپانی ورشکسته بودن توسط بعضی آیدل‌ها مسخره میشدن.
پسرا وقتی این اتفاق یه بار میفته بعد از ضبط یه برنامه همگی سوار ون میشن و بخاطر رفتار بدی که باهاشون شده یکی گریه میکرده یکی عصبانی بوده یکی هم نمیتونسته صحبت کنه.
دیدگاه ها (۰)

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p2 اخراینکه اون دون...

سلام 👋 امیدوارم حال همتون خوب باشه 🙃 راستش اولین بار که شروع...

ممنون میشم متن پایینو بخونید مهمه *

سناریو:زخم التیامی/ پارت بیوگرافینیهی بعد میلیارد ها سال پار...

دروغ شیرین:)پارت 14.

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

اخرین دعا 26

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟗اون روز گذشت..چول هو و...

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط