#دلبر_موفرفریم

#دلبر_موفرفریم
چشمانِ خیس ات را میبوسم
نازنین دلواپسِ آینده نباش
این "شب ها" میگذرد
و میرسد روزی که در
آغوش هم از سَرِ شوق
گریه سر میدهیم...
دیدگاه ها (۱)

حضرت یار

From Hatred to My Love

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسموقتی...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهاردهمویو تهیونگیک سال از اون ...

بغلم ڪردے و گفتے ڪه دلم غم دارد باورت هست ڪه این عشق تو را ڪ...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط