این روزها...

این روزها...
بیشتر از قبل حال همه را می پرسم...
سنگ صبور غم هایشان میشوم....
اشک های روی گونه هایشان را پاک می کنم....
اما...
یک نفر پیدا نمیشود که دست زیر چانه م بگذارد
سرم را بالا بیاورد و بگوید:
حالا تو برام بگو
چی شده؟؟؟
دیدگاه ها (۴)

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

گاهی بی‌هوامی‌روم سراغ پست‌هاو عڪس‌های قدیمینه برای مرور گذش...

...

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

......//برده ی زیبا//.......

پارت ۳۸ — «حکمی که نزدیک‌تر می‌شد»یونگی چند ثانیه به خدمتکار...

فصل دومپارت اول | آخرین سال، آخرین شبچند ماه گذشت...بعد از م...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟓من هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط