چشم هایش شروع واقعه بود

چشم هایش شروع واقعه بود
آسمانی درون آنها من!
در صدایش پرنده پر می زد
بر تنش عطر خوب آویشن


‎‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

خاطراتَت,,تمام نمۍشوند ،،آخرش مرا تمـام میکنند💫

تودر تمام زبان هاترجمه‌ی لبخندیهر کجای جهان که تو را بخوانند...

یک نفر نیست صدایم بزند برگردم؟! می برم با چمدان، اینهمه تنها...

تو در میان گل ها چون گل میان خاری ... سعدی

صبح باور عشق است در لبخند آسمانی تو وقتی چشم هایت را باز میک...

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانیمارا ز سر بریده می ترسانی؟!ما گر زس...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۹: حقیقتی که دیگر پنهان نماندمادر سوآ با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط