عــآشِـق رآ کـه بَـرعَـکـس کـنی

عــآشِـق رآ کـه بَـرعَـکـس کـنی
مـی شَـود قـشــآع
دهـخـدآ را مـی شِنـآسـی؟!
لُـغَـتـ نـآمِـه اَش را که بـآز کـردم
نِـوشـتـه بــود :
[قـشـآع : دردی کـه آدم رآ از درمـآن مـأیـوس مـی کـنــد]
دیدگاه ها (۱)

عاشق رو برعکس کنی میشه ”قشاع”معنی قشاع : دردی که درمان ندارد...

« زندگی در همان لحظه‌های کوتاهیخلاࡎه می‌شود که آدم حس می‌کند...

آدمی به مرور آرام میگیرد

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

☀️ نامه‌ای که قرار نبود برسهقسمت اول | اولین نامهسونگمینتابس...

بعضی لذت‌ها را نمی‌شود با زبان توصیف کرد؛مثل لحظه‌ای که قرآن...

غریبه‌ای‌ستکه شب را با سایه‌ی خودش قسمت می‌کندموهای بادخورده...

براش نوشته بود : "خیلی سعی کردم خودم رو تغییر بدم و سنگدل بش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط