محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزر

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر می‌شود، میپیچد به دور افکارم.
سایه ای از شما می‌شود باران و می‌بارد به جان روزهای بیقراری...
نمی‌دانم کجای جهان ایستاده ام...
کجای جهان که هیچ رد پایی از شما در میان جاده هایش نمانده...
راستش را بخواهید معشوقه ی شما بودن نمی‌دانم چگونه احوالی ست، اما عاشق شما بودن چرا...
بلدیت می‌خواهد و من بلدترین آدم روی زمینم برای خواستنتان...
بلدترینم چون میدانم دوست داشتن شما رازی است که سر به مهر نمی‌ماند،
هر قدر هم که جان کنده باشی  برای پنهان کردنش ،
چرا که شما در خاطر خیلی از آدم های دنیای کوچک من نقش بسته اید...
شاید در میان خنده های شیطنت بار پسرک گلفروش که هر بار در میان ترافیک های آزاردهنده ی این شهر شلوغ مچ دلتنگی هایم را می‌گیرد و به گل های سرخ تر و تازه اش اشاره می‌کند...
حتی کافه منی که تنهایی هایم حوصله اش را سر برده هر بار با پرسیدن جمله ی همان همیشگی؟
به گوشه دنج کافه و میز دونفره ی کنار پنجره اشاره می‌کند و کامم را تلخ تر از تمام قهوه های تلخی می‌کند که با شیرینی خیال حضورتان سر کشیده ام.
و پیرمرد کتاب فروشی که با تماشای اشتیاقم برای خرید کتابهای شاملو  با نوک انگشت عینک ته استکانیس را جا به جا می‌کند و همانطور که نگاهش  از پنجره به خیابان است آرام زمزمه میکند"که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها...
صاحب تمام عاشقانه هایم؛
دوست داشتنتان به دردی می‌ماند که به استخوان رسیده و من شبیه ترینم به جمله ی"خدا اگر دردی داده درمان هم داده"
محبوبه جان می‌شود بگویید درمان درد خواستنتان چیست و این درد کی و کجا درمان می‌شود؟🦋🦋

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

چطور عاشقش شدم؟خب... شاید در یک نگاه؟شاید همان لحظه‌ای که چش...

‏ A Beautiful Mind | 2001 بعضى جنگ ها بيرون از آدم نيستند؛در...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

ســـــــــلامایده‌های ذهنت را با من در میان بگذار… 𓍯اگر ایده...

رئیس‌جمهور بود.از او در رابطه با پایان جنگ سؤال شد.سر را بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط