(مافیای خشن )

(مافیای خشن )
(پارت پنجم)



*:خالی کرد توم بلند شدیم رفتیم عموم چون اونجا توی شرکت حمام داشت و لباس پوشیدیم که جونگ کوک گفت:


#:ا/ت تو واقعا دوستم داری ؟

*:اگه نداشتم که اینجا نبودم
چند وقتی بود به جونگ کوک حس پیدا کرده بودم

#:ا/ت بیا بریم خونه جیمین امشب مارو به پارتی دعوت کرده؟


*:باشه بریم سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت عمارت قرار شد ساعت ۷ اونجا باشیم نشستیم کمی فیلم دیدیم که دیدیم ساعت ۶ شده سریع از جامون پریدیم که لباس بپوشیم!!

#:ا/ت این لباس سیاهم کوش؟(با داد)

*:من چه میدونم میگم جورابامو ندیدییی (با داد)

#:نههه(داد)

*:اماده شدم

#:منم امادم

ویو ا/ت:
رفتیم تو ماشین رسیدیم به محل پارتی
انقدر بوی الکل و مشروب میومد که حالم داشت بهم میخورد .

گارسون:بفرمایید این میز شماست

#:ممنونم

*:جونگ کوک اینجا خیلی بو ی مشروب میاد میاد.


#:میدونم اگه حالت بد میشه بریم عمارت..؟


*:ن..نه نمیخواد .......

علامت جیمین:"

":سلام داداش سلام زن داداش خوب هستین؟

*:هردومون احوال پرسی کردیم و دوباره نشستیم.جیمن رفت سمت میز های رفیقاش جونگ کوک گفت:


#:ا/ت اگه میشه چند لحضه بشین اینجا تکون نخور از جات تا بیام میخوام برم پیش پسر داییم سلام کنم!@

*:باشه زود میای دیگه ها؟

#:اره نفسم

*:از استرس دستشویی گرفت رفتم دسشویی دیدم یه مردی انقدر مسته که اومده تو دستشویی زنونه داشت هی نزدیکم میشد که یه‌دفعه خوردم تو در داشت هی بهم دست میزد که پشت سر هم گفتم جونگ کوک جونگ کوک.

#: صدای داد ا/ت از سمت دستشویی ها میومد دویدم سمت دستشویی که دیدم......‌‌


نظرتون چیه؟😉☺
دیدگاه ها (۹)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط