فریاد از این عشق ،ڪه ماوای دلم بود

فریاد از این عشق ،ڪه ماوای دلم بود
عشقی ڪه برای من دیوانه،ستم بود
دلتنگ شدم فال گرفتم تو نبودی
فنجان من اینبار پر ازغصه و غم بود
یڪ قهوه پس از قهوه ی دیگر،چقدر تلخ
چون زهر، ولی عاقبتش دیده ی نم بود
انگار نه انگار ڪه من، از تو شڪستم
سهم من دیوانه، فقط قامت خم بود
از دور تو را دیدم و صد آه ڪشیدم
اینبار ولی فاصله ی ما دو قدم بود
دیدگاه ها (۱۰)

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

part 151صدای زنونه ای تو سالن بلند شد و دازای چشماشو باز کرد...

فریاد از این عشق ،ڪه ماوای دلم بودعشقی ڪه برای من دیوانه،ستم...

ڪافه ها جـــای قشـــنگی هستند اگـــر چـــــشمی ڪه دوستــــش ...

ڪجایے بے عشق ڪجایے در این عصر بهاریدلتنگ توام  و آن تراس رو ...

شده هرگز دلت مال ِ ڪسے باشد ڪہ دیگر نیست؟نــگاهت سخت دنبال ِ...

تقدیم به محبوبم:🫀🌹مـنم ؏اشق تـریـن مجنون ؛ تو هستـے نــور چش...

فال ۱۱ فروردین....

آهنگ تک درخت کمیل نصری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط