فیک ازدواج اجباری

فیک ازدواج اجباری

پارت بیست و هشتم
_________
+رفتم دسشویی دیدم بله مثبتهه
با ذوق رفتم به جونگکوک گفتم اونم از خوشحالی بالا پایین میپرید
+بسه دیگه داری بچه دار میشی خودت هنوز بچه ای
_اخهه دارم بابااا میشمممم ذوق دارمممم
(زمان حال)
_وایی چرا این دکتر نمیاددد
دکتر:همراه خانم جئون ا/ت
_خانم دکتر منم
دکتر:بله بچه به دنیا اومد تبریک میگم یه دختر ناز خوشگل دارین
_میشه ببینمش
دکتر:بله،بفرمایید داخل
_واییی خدااا چشاش مث ا/ت شدهه درشتهه
+لباشم مث توعه
_اوهوممم ذوقققق
دکتر:خانم ا/ت میتونید برید خونه
(داخل خونه)
ویو ا/ت
وقتی رسیدیم داخل یهو یچیزی بالا سرمون ترکیدد
دیدم مامانم اینا واسمون جشن گرفتننن
هورااااا ذوققققق

(پرش به ۳ سال بعد)
ویو ا/ت
من و کوک صاحب یه فرزند شدیم و اسم اونو گذاشتیم داسام که به معنی عشقه و ما خیلی خوشحال بودیم داسام الان ۳ سالشه و ما یه خانواده خوشبختیم.

پایان

امیدوارم خوشتون اومده باشه
فیک بعدی از کی باشه؟؟
دیدگاه ها (۹)

سلامم بچه هااخوبین؟بچه فیک بعدی بگید از کی باشهبجز تهیونگ و ...

فیک جدید از جیمینهمنتظر باشید

ادامه فیک رو در پیج زیر میزارم@moons_bts البته شایدتا ۱۰ خرد...

هلووو گایززززچند وقته نیستمماز ۱۰ ام به بعد آزادم ولیآخرین ا...

حساسیت من پارت ۳

سختی و عاشقی

بدون لایک و کامنت نخون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط