در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز
استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم


برای همدردی با همه کردهای عزیز ...
دیدگاه ها (۳)

آمده ام آمدم ای شاه پناهم بدهخط امانی ز گناهم بدهای حرمت ملج...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوزاستاده‌ام چو شمع، مترسان ز آت...

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوزاستاده‌ام چو شمع مترسان ز آتش...

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوزاستاده‌ام چو شمع مترسان ز آتش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط