ویو ات

𝚙𝚊𝚛𝚝6
.ویو ات
وقتی رفتیم توی کلاس دست جنا رو محکم گرفتم چشمامو چرخوندم تهیونگ بود ولی نه کوک بود نه سوزونهوا ای خدایا دارم کلافه میشم کجاست این پسر و بعد کلی افکار رفت و نشست سر جاش
چند دقیقه ای میشد که سنگینی نگاهی روی خودم حس میکردم ولی توجهی نکردم مطمعنن تهیونگه یا جنا توی افکار غرق بودم که در باز شد و شوگا اومد تو
اهه خدایاااا فک کردم کوکه خدایا امروز نمیاد یعنی
همین طور گذشت ولی نه سوزونهوا اومد نه کوک
پرش زمانی به بعد احوال پرسی دانش اموز ها و استاد
یهو در با شدت باز شد ولی ات هیچ توجهی نکرد صدای نفس نفس زدن میومد یه سلام ریزی داد صداش خیلی برای ات اشنا بود یعنی کیه
ببخشید که این پارت کم بود قول میدم پارت بعدی جبران کنم
دیدگاه ها (۲)

𝚙𝚊𝚛𝚝7ویو ات سرمو برگردوندم که با صورت درهم ریخته کوک مواجه ش...

پارت ۸

𝚙𝚊𝚛𝚝5ا/ت.. عه دو دقیقه بزارین کنار هم خوش باشیمشوگا..(خنده)ج...

♡♡تولد موچی جونمه تولدش مبارککک باشهه✨🐾생일 축하해, 사랑하는 지민아.영원히 ...

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

شاهزاده شیطانی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط