سلام دوستان من بازم اومدم با بخش جدید داستانم،خیییلییی شر

سلام دوستان من بازم اومدم با بخش جدید داستانم،خیییلییی شرمندههه م بهه خاطر تاخیییر خیلیییی زیاد داستان متاسفم منو ببخشید شرمنده،اینم قسمت جدید،نظر یادتون نره
Super Stars:
بخش بیستم:
هیون شین جونگ رو رسوند خونه.
کیو جونگ:هیوری امروز میخوایی ببرمت بیرون؟
هیوری:“ψ(`∇´)ψ آره
-کجا؟
-ایم ساعت سینما فیلم پخش میکنه؟
-آره،میخوایی بری سینما؟
-آرهههههO(≧∇≦)O
-باشه میبرمت (☆^ー^☆)
هیونگ از یوری خواست که باهاش بره خونه اما یوری خسته بود،به خاطر همین هیونگ برش گردوند خونه.
جونگمین:خب همه رفتن ما هم بریم بیرون؟
سورا به ساعتش نگاه کرد و گفت: اوه اوه،شرمنده،اما دیرم شده،باید برم کلاس.
-خب باشه(^.^)میرسونمت کلاست همونجا منتظر میمونم تا کلاست تموم شه بریم بیرون.
-باشه(⌒▽⌒)
یکی دو ساعت گذشت.
یونگ سنگ به سوریو گفت:دیگه کجاها بریم؟
سوریو یکم فکر کرد،به ساعتش نگاه کرد و گفت:امروز کلاس دارم باید برم دانشگاه،برای یه روز دیگه.
-باشه.
هیوری و کیو هم که از سینما خارج شده بودن،کیو هیوری رو رسوند سر کلاساش.
یوری هم که این ساعت کلاس پیانو داشت رفت سر‌ کلاس.
شین جونگم رفت.
چند روز گذشت و از کمپانی بهشون زنگ زدن برای تمرین کلیپ.
وارد کمپانی شدن،کیفاشونو گذاشتن و رفتن داخل رختکن که لباس تمرینشونو بپوشن.
وارد یه اتاق بزرگ شدن که دور تا دورش آیینه بود.
که به گروه پسر وارد اتاق شدن.
برای تمرین زقص با دخترزا اومده بودن.
خودشونو معرفی کردن،آهنگ رو گذاشتن و ازشون خواستن مطابق حرکاتی که انجام میدن دخترا هم انجام بدن.
درحال تمرین کردن بودن که گروه دابل اس هم وارد اتاق شدن.
وقتی اومدن داخل همه کارشونو متوقف کردن.
کیو جونگ:چزرا ایستادید؟
هیونگ جون:کارتونو ادامه بدید ما فققط میخواییم ببینیم تمرینتون چطوره.
یکی دو روز گذشت و دخترا تونسته بودن با رقص کنار بیان و به خوبی انجامش بدن.
حالا وقت این بود که با لباساشون آخرین تمرین رو انجام بدن که آماده بشن برای ضبط.
تمرین تموم شد و زمان فیلم برداری شروع شد.
بعد از ضبط یه گروه عکاس اومده بودن و از گروه دختر خواستن آماده بشن برای عکاسی.
هیون جونگ:خب دخترا،وقتشه از این اندازه ای که هست بیشتر پیشرفت کنید و خودتونو تو دل مردم جا کنید،البته شما باید هرچه زود تر اینکار رو میکردید،الان موقع عکاسی از گروهتونه،آماده شید تا ازتون عکس بگیرن (>y<)
به دخترا تک تک لباسای عکاسی رو دادن.
سوریو یه لباس سفید با کتی پر پری پوشیده بود.
یوری یه تی شرت سفید و شلوار.
شین جونگ یه پیراهن قرمز با یه کلاه سفید پوشیده بود.
هیوری هم یه تاپ سفید با یه دامل کوتا چهار خونه قرمز مشکی پوشیده بود.
سورا هم یه شلوار لی و یه پیراهن لی پوشیده بود.
بعد از عکسای پسرا،دخترا رو بردن رستوران برای جشن بعد از کلیپ.
داخل رستوران آهنگ مخصوص تانگو پخش میشد.(حالا نمیدونم دقیقا اسم این آهنگ چیه خودتون بفهمید دیگه!)
پسرا دخترا رو به رقص تانگو دعوت کردن.
سوریو و یونگ سنگ باهم میرقصیدن،سوریو سرش رو شونه یونگ سنگ بودپ و یونگ سنگ دستشو گذاشته بود دور کمر سوریو.
هیونگ و یوری هم باهم میرقصیدن،هیوری چونشو گذاتشه بود روی شونه هیونگ و هیونگ هم دوتا دستش رو گذاشته بود دور کمر هیوری.
سورا هم از اونجایی که بلد نبود روی پاهای جونگمین ایستاده بود و داشت جونگمین رو نگاه میکرد و جونگمین هم خیره شده بود به سورا.
شین جونگ و هیون هم باهم میرقصیدن،شین جونگ سرشو گذاشته بود روی قفسه سینه هیون و لبخند به لب داشت.(دیگه نمیگم چه حالتی داشتن هیون و کسو،چون مثل هیونگ و یونگی بود حالتشون)
هیوری و کیو هم باهم میرقصیدن،هیوری و کیو جونگ هم بهم نگاه میکردن و لبخند به لب داشتن.
دیدگاه ها (۶)

آخیی عزیییزم چه خوشگل آبنبات میخووورهه فداااش

یههه چالش جدیید خخاز صفحه قفل کلیدتون عکس ببگیییریید بذاااری...

خخ چه کنیم دییگهه به چالش دعوت شدیم خخخخسارا،آیدا را به چالش...

من برگشتمSuper Stars:بخش نوزدهم:حرفش رو زد و سرش رو کچ کرد و...

پارت هفت

𐙚🦋 پارت دوم — «شروع دردسر» 🦋𐙚ویو آتاز دفتر بیرون اومدم و بدو...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت ۲که یهو شروع کرد به...

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت ۸۰

پارت ۸ | «هم‌گروهی اجباری»صبح روز دوشنبه...همه‌ی دانش‌آموزها...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۴

پارت ۳جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمشتهیونگ: چرا الان ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط