عشق گاه چون مارى در دل مى‌خزد

عشق گاه چون مارى در دل مى‌خزد
و زهر خود را آرام در آن مى‌ريزد،
گاه يک روز تمام چون كبوترى
بر هره‌ى پنجره‌ات كز مى‌كند
و خرده نان مى‌چيند.

گاه از درون گلى خواب آلود
بيرون مى‌جهد و چون يخ نمى بر
گلبرگ آن مى‌درخشد،
و گاه حيله گيرانه تو را
از هر آنچه شاد است و آرام
دور مى‌كند..

#آنا_آخماتووا ♥️
دیدگاه ها (۰)

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

عشقگاه چون ماری در دل می خزدو زهر خود را آرام در آن می‌ریزدگ...

عشقگاه چون ماری در دل می خزدو زهر خود را آرام در آن می‌ریزدگ...

عشقگاه چون ماری در دل می‌خزدو زهر خود را آرام در آن می‌ریزدگ...

عشقگاه چون ماری در دل می‌خزدو زهر خود را آرام در آن می‌ریزدگ...

آن‌ قدر سنگ‌ باران شده‌ امکه دیگر از سنگ نمی‌ ترسماین سنگ‌ ه...

آن‌قدر سنگ‌باران شده‌امکه دیگر از سنگ نمی‌ترسماین سنگ‌ها از ...

🧡🌱 دیشب وقتی میخواستم دراز بکشم بوی پاییز خودش را کوبید به پ...

محمد حقوقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط