Destiny part 18

سرنوشت
نویسنده:Ha-yun
پارت ۱۸

ساعت ۵ صبح، اتاق تمرین هنوز در نیمه‌تاریکیِ سردی فرو رفته بود. من زودتر از همه آمده بودم؛ با چشمانی که از بی‌خوابی سنگین بود. شب قبل، هر بار که چشمانم را می‌بستم، تصویرِ پشتِ جونگکوک را می‌دیدم که دور می‌شد.

در باز شد. جونگکوک با هودیِ مشکی و کلاهِ کشیده روی صورتش وارد شد. وقتی چشمش به من افتاد، برای لحظه‌ای ایستاد، انگار که انتظار نداشت من این‌جا باشم. کلاه را از سرش برداشت و بدون سلام، به سمتِ آینه رفت و گرم کردن را شروع کرد.

من هم سکوت کردم. همان دیوارِ بتنی که جیمین خواسته بود، همین‌جا، بینِ ما، ساخته شده بود. حرکات کششی‌مان در آینه بازتاب می‌شد، دو بدن که فقط چند متر با هم فاصله داشتند، اما انگار در دو دنیای متفاوت زندگی می‌کردند.

ساعت ۵:۱۰ شد. جیمین نیامد. ۵:۳۰ هم خبری نبود. این برای جیمینِ وقت‌شناس عجیب بود. جونگکوک بالاخره سکوت را شکست، بی‌آنکه به من نگاه کند: «شاید امروز نیاد. شاید هم یه تست جدید گذاشته که ما خبر نداریم.»

من جواب دادم: «مهم نیست. باید تمرین کنیم.»

برای اولین بار در چند روز، جونگکوک به چشمانم نگاه کرد. نگاهش آشنا بود؛ همان دردی که در آینه دیده بودم. آهسته گفت: «ات... اگه یه روز این دیوار واقعاً برای همیشه بینمون بمونه، چیکار می‌کنی؟»

سوالش مثل تیری در قلبم نشست. خواستم جواب بدهم، اما درِ اتاق ناگهان باز شد. جیمین نبود. مدیر برنامه بود، با چهره‌ای جدی‌تر از همیشه و چند برگه در دستش. به من نگاه کرد، بعد به جونگکوک، و گفت: «هر دو بیایید دفتر من. الان.»

سکوتِ اتاق سنگین‌تر از هر فریادی بود. جونگکوک و من، بدون اینکه کلمه‌ای رد و بدل کنیم، پشتِ سرِ مدیر برنامه راه افتادیم. قدم‌هایمان هماهنگ بود، اما قلب‌هایمان از ترسِ ناشناخته، به تپش افتاده بود. درِ دفتر که باز شد، جیمین هم آنجا بود؛ نشسته پشتِ میز، با صورتی که هیچ احساسی را بروز نمی‌داد. برگه‌هایی روی میز بود که از دور، لوگوی کمپانی رویشان خودنمایی می‌کرد.

جیمین نگاهش را از برگه‌ها برداشت و مستقیم به من خیره شد: «ات... یه قرارداد جدید داری. این بار، بدونِ امضای جونگکوک.»
دیدگاه ها (۰)

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗چند هفته گذشته بودرفتار جیمین کم‌کم تغیی...

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۵اتاق در سکوت فرو رفته بود.جونگو...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔(میخوای پارت 𝟐𝟔 رو بخونی؟ تو کامنتاس...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط