خسته از عروسکا تو لباس آدما

خسته از عروسکا تو لباس آدما
تنها و بی صدا گم میشم تو جاده ها
میدم بی خداحافظی
بی امید و بی هوا از هوای تو جدا
دتبال ستاره ها به سمت نا کجا
میرم بی خداحافظی
اون که عاشق تو بود از ته دلش منم
اما این روزا بودن و نبودنم
فرقی نداره واسه تو
رنگ شب شدی یادت رفته نور
هر چراغ روشنی حتی از راه دور
پرت میکنه حواستو
من از این شهر میرم
شهری که گذشته هامو پوشونده
خاطرات خوبمون جا مونده
تو تموم کوچه هاش
من از این شهر میرم
تو بمون و آدمای بی سایه
عاشقانه های گرم و بی پایه
تو فکر موندنم نباش
دیدگاه ها (۷)

امروز نبودی اماخیلی چیزها بود من بودم باران بود چتر بود بغض ...

خخخ رتبه رو کلاس 32 نفره هست

چند وقته که براتاهمیت نداره گریه های منخلوت شباتدیگه شده غری...

وابستگییعنی بگیکه عاشقیعزیزممن واسه تواحساس توجون میدموعزیزم

« وسواس مافیا »پارت ۶: حقیقتی که بوی باروت می‌داد بارون هنوز...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁸ویو لیلی ___پامو محکم ر...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ²⁴جونگکوک به انباری که مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط