چنان آن‌ها را ترغیب به گذشته و فقر و مرده پرستی و گریه و

چنان آن‌ها را ترغیب به گذشته و فقر و مرده پرستی و گریه و وافور و توسری می‌کنیم که دست روی دستشان بگذارند و بگویند باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند!

توپ مرواری
صادق هدایت
دیدگاه ها (۲)

صبح زود جارچی راه می افتاد و بیخود فریاد می کشید مزد آن گرفت...

فرقی نمیکند که خوب آدم را بگویند یا بدش را. اصلاً اگر بدش را...

هیچ وقت یکی را با همه وجودت دوست نداشته باش؛یک‌تکه از خودت ر...

غم انگیزترین چیز دنیا از خواب بیدار شدن است، وقتی می بینی هی...

سکوت پیستPart:⁸⁹با حرفش پاهام سست شدو روی زمین افتادم...لخظه...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :مانند: إِيَّاكَ نَعْبُ...

🌹My Dream 🎤Part ¹⁴موهام که کامل خشک شد سشوار رو از برق کشیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط