بیا یک شب که برفی سخت می بارد

بیا یک شب که برفی سخت می بارد

سپیدی تا افق ها می رود همراه تاریکی

خدا از لطف می پوشد تن لخت درختان را

میان جامه ای دیبا، سپید و دلکش و زیبا

ودنیا بر تن خود می کِشد رختِ عروسان را

من و تو در کنار هم جدا از شهر و از غوغای انسانها بری از رنج و حرمانها

زبان دیده بگشاییم و در دنیای خاموشی

برای سالِ دیگر توشه گیریم از نگاهِ هم....
دیدگاه ها (۳)

پنجره وا می شود... پنجره بسته می شود... پنجره وابسته می شود...

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند، این ا...

چيزها ديدم در روی زمين کودکی ديدم ماه را بو می کرد نردبانی...

من زمین و آسمان را کهکشان را دوست دارم من پل رنگین کمان را...

بیا یک شب,که برفی سخت میبارد...سپیدی تا افق ها میرود همراه ت...

گاهی دلم می‌خواهد تمام هیاهوی جهان را پشت سر بگذارم و پناه ب...

سکوت سر شار از ناگفته هاست!دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خ...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

تاتامی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط