وقتی بیای میبینی که

وقتی بیای میبینی که
چقدر دلم گرفته بود

عطر تو از خونه نبرد
گلهای خشک و بوی عود

تو این خونه بجز خودت
هیچ کسی پا نمیزاره

هیچکسی جز تو واسه من
خاطره جا نمیزاره

این قهوه رو دم میکنم
به عشق اینکه تو میای

آغوش من گرمه هنوز
اگه هنوز منو بخوای

من مطمئنم تو میای
هنوز نگفتم به کسی

شمع ها رو روشن می کنم
امشب تو از راه میرسی

دلم میگه، یه بار دیگه
بهم فرصت بدیم بازم

بازم دست هاتو میگیریم
بازم دنیاتو می سازم

از این فاصله دوری کن
نگو راهی بجز این نیست

نباشی لحظه ها سالن
نباشی عشق تامین نیست

این قهوه رو دم میکنم
به عشق اینکه تو میای

آغوش من گرمه هنوز
اگه هنوز منو بخوای

من مطمئنم تو میای
هنوز نگفتم به کسی

شمع ها رو روشن می کنم
امشب تو از راه میرسی
دیدگاه ها (۱)

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

واقعاً نمی‌دونم از کِی این‌همه خستگی نشست روی دلم…از کِی دیگ...

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

ماه من .. پارت : ۲

وقتی جلوشون گریه میکنیم

Iove and the moonPart20تقریبا داشیم آماده رفتن میشدیمکوک: مط...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

سناریو تهیونگ

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط