اینکه باشی و مرا غم ببرد، ننگ تو نیست؟
اینکه باشی و مرا غم ببرد، ننگ تو نیست؟
هر کسی، بی کسی ام را بخرد، ننگ تو نیست؟
پیش چشم تو اگر، میشیِ چشمان کسی
مرتع شعرِ ترم را بچرد، ننگ تو نیست؟
قرص خوابی شده همخوابه ی شب های ترم
این که با قرص شبم میگذرد، ننگ تو نیست؟
ای که گسترده ترین بام زمین سینه ی توست!
مرغ دل در قفس سینه تنگم بپرد، ننگ تو نیست
شاعری که به تمنای تو زنده است، هنوز
سر به زانوی غزل درگذرد، ننگ تو نیست؟
"تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد!"
اینکه باشی و مرا غم ببرد، ننگِ تو نیست؟
هر کسی، بی کسی ام را بخرد، ننگ تو نیست؟
پیش چشم تو اگر، میشیِ چشمان کسی
مرتع شعرِ ترم را بچرد، ننگ تو نیست؟
قرص خوابی شده همخوابه ی شب های ترم
این که با قرص شبم میگذرد، ننگ تو نیست؟
ای که گسترده ترین بام زمین سینه ی توست!
مرغ دل در قفس سینه تنگم بپرد، ننگ تو نیست
شاعری که به تمنای تو زنده است، هنوز
سر به زانوی غزل درگذرد، ننگ تو نیست؟
"تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد!"
اینکه باشی و مرا غم ببرد، ننگِ تو نیست؟
- ۲.۵k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط