پارت 58

پارت 58
ادامه دادم:_نگران نباش اگه قرار باشه مشکلی پیش بیاد واسه من پیش میاد
بعد سرمو انداختم پایین و اروم لب

زدم:_همونطور که بیشتر از همه من تو این داستان خورد شدم. از جام بلند شدم و گفتم:_تا شب جوابتو بهم بگو

اگه نشد برم سراغ یکی دیگه...فقط اگه به هردلیلی قبول نکردی تنها کمکی که میتونی بهم بکنی اینه که حرفای امشبو

پیش خودت نگه داری...داشتم به سمت اتاقم میرفتم که صدای پدرامو شنیدم:_باشه قبوله...بهش لبخند زدم و

وارد اتاقم شدم...میدونسم واسه برطرف شدن عذاب وجدانش داره قبول میکنه...اما برای من مهم نبود...باید

مهردادو خورد میکردم به هردلیلی که شده امروز با اون سیلی که بهم زد اتش نفرتمو نسبت به خودش بیشتر کرد

فقط میخواستم از ‌پدرام به عنوان یه وسیله برای انتقام گرفتن ازش استفاده کنم‌...وقتی اونی که فکر میکردم با همه

فرق داره عوضی درومد چرا من نباید عوضی میشدم؟_خیلی خب ببین پدرام...تنها کاری که تو میکنی اینکه یکیو

گیر بیاری زنگ بزنه مهرداد و مارو لو بده...میتونی؟یکم مکث کرد و گفت:_اره..._خب امشب راس ساعت ۹

منو تو رستورانه...هسیم داریم خیلی صمیمانه و عاسقانه جیک تو جیک شام میخوریم و قربون همدیگه

میریم...میتونی نقش بازی کنی دیگه اره؟کلافه نفس صداداری کشید و گفت:_سعیده..._سعیده بی سعیده وقتی

گفتی قبوله یعنی باید کمکم کنی دیگه...عصبی گفت:_خیلی خب ادامش..._خب هیچی همین دیگه...با

تماس اون یارو مهرداد میادو مارو تواون حالت میبینه حالا یا میاد جلو و دعوا میشه یا کلا به رو خودش نمیاره و

میپیچه میره...اوکیه؟_چاره ی دیگه ایم دارم مگه! لبخند ر ضایت آمیزی زدم و بعده این که یکم دیگه براش توضیح

دادم گوشیو قطع کردمو انداختم کنار...
لبخند ازروی ل*ب*م کنار نمیرفت حتی وقتی چشمام پره اشک بود!
***
نگاهی به ساعت کردم و پوست لبمو جویدم اون قسمتی که ما نشسته بودیم خیلی خلوت بود
دیدگاه ها (۱)

رمان تو خود منی

ستاره دنباله دار پارت:۳۲

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

این پایینو ببین🤣🎀عروسک من😈🔞پارت هجدهم دستامو روی سپر سینه ا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_15نکنه کاری کردن؟نکنه علاقه ...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part11همینکه منو گذاشت رو تخت دیگه نتونستم طا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط