توی این خونه عمرم که باغصه همنشینم*توهجوم غم وغصه تاکجا ع

توی این خونه عمرم که باغصه همنشینم*توهجوم غم وغصه تاکجا عقب بشینم*لکه برداشته غرورم لطمه خوردم از زمونه*کسی دلواپسم نیست کسی پیشم نمی مونه*من همونیم که فکرفتح این دنیا رو داشتم *ولی آخرش خودم رو تو غصه هاجاگذاشتم*دیگه رفت و آمدی نیست توی خلوت اتاقم* توی بدترین روزام هم کسی نیومد سراغم*اینه جواب بی کسیت آهای دل خسته من *که مقل سایه هر کجا اینهمه غم بسته به من*وقتی که پشتم خالیه دیگه به کی تکیه کنم*حتی کسی نیست که بخوام رو شونه هاش تکیه کنم*
دیدگاه ها (۱)

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏2●•_ویلیام جیمز موریارتی_توی ی...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

معامله نهاییپارت ۶۹« میشه یک بار دیگه بدون اینکه از زیباییش ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت یازدهم: فروریختن 🩸🥀[دیدگاه تهیونگ]هن...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁴لارا نگاهی به جونگکوک انداخت...

پارت ۴۵تهیونگ با قدم‌هایِ سنگین و نفس‌هایِ حبس‌شده، وارد اتا...

پارت ۲۱ :

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط