همه دست میزنیم

همه دست میزنیم
همه میخندیم و ککمون هم نمیگزه
و اخر شب ک میشود بعد از جشن
همه میروند و بازهم
مهدی فاطمه میماند و
گریه های همیشگی اش
دیدگاه ها (۲)

پسر فاطمه شرمنده اگر میبنی کوچه آماده شده تا برسی ، دلها نه...

#گمنام جهامیم و همین بس لقب ما این طائفه را هیچ خطابی به از...

#حضرت_باران

عاشقی دردسری بود نمی دانستیمحاصلش خون جگری بود نمی دانستیمپر...

قصه پینوکیو هیچوقت درباره‌ی یک عروسک چوبی نبود...درباره‌ی دن...

بارها آن نام مقدس عشق را تکرار میکنم به ذهن یادآور میشوم که ...

#روزمرگی_کارمند_خسته🤕

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط