⛔⛔احتیاطات کورونائی

⛔⛔احتیاطات کورونائی
لطفا خیلی دقت بفرمایید. من یکی از دوستام توی بیمارستان پزشک هست و شدیدا روی این موضوع تاکید داره. تو راخدا توی گروههای
خانوادگی و دوستانتون پخش کنید شاید فقط یک نفر را بتونید نجات بدید
دوستی می گفت:
به دستشوئی رستوران رفتم
دستهایم را شستم
در را با آرنجم گشودم
در سطل توالت را با پایم بلند کردم
شیر آب را با دستمال کاغذی باز و بسته کردم
دوباره با آرنج، در را باز کرده و خارج شدم
و آنگاه که به سر میز باز گشتم
متوجه شدم فراموش کرده ام
شلوارم را بالا بکشم.!

خیلی حواستون باشه ترو خدا.😉
دیدگاه ها (۶)

Otagh baghli Part 51 داشتم همینجوری فکر میکردم که یهو به خود...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

فیک تهیونگ مافیایی

مافیای من

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_5ویو تهیونگجلسه تازه تموم...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۱: طعمِ ممنوعه‌یِ امیدچند ساعت از...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوم ۲

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط