ای بدادمن رسیده توشبهای خودشکستن،،ای چراغ مهربونی توشبهای

ای بدادمن رسیده توشبهای خودشکستن،،ای چراغ مهربونی توشبهای وحشت من،،،،،،
ای تبلورحقیقت تولحظهای تردید،،توشب روازمن گرفتی من رودادی به خورشید،،،،،
اگه باشی یانباشی برای من تکیه گاهی،،برای من که غریبم تورفیقی توجون پناهی،،،،،،،
دیدگاه ها (۳)

وقتی برادر ناتنیت بود...(پایانی)با سرعت زیادی رانندگی میکردد...

چطوری افسرده نباشیم؟🫧⏝︶ׅ︶‌⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶‌- با خودت مهربون باش: معمو...

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

پارت ۹۷ | «صبر می‌کنم...»شب اعتراف...هنوز تمام نشده بود.نسیم...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت دهم: بازیِ جدیدِ پادشاهنورِ چر...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۵

P58ماشین آروم بین خیابون‌های خیس سئول حرکت می‌کرد،نور چراغ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط