گرگ به گله خیره مانده بود

گرگ به گله خیره مانده بود

پرسیدم:
مگر گرگ ها هم فکر می کنند

گفت: عاشق بره ای شده ام،

نمی دانم آبروی ذاتم را ببرم
یا شکارچی عشقم باشم
دیدگاه ها (۱)

پدر بزرگم یک باغ بزرگ سرسبز داره گیلان من واسه این ک دانشجوا...

ســـَـلامَتےِ پِســــَــرےکــِـــه یـِہ عُمــْــر بَچــِـه ے...

نادرشاه و باغباننادر شاه در حال قدم زدن در باغش بود که باغبا...

خیلی قشنگه حتما بخونید:پسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان بر...

دولت عربستان را براش امکانات هسته‌ای فراهم می‌کنند ... اگر ب...

دولت عربستان را براش امکانات هسته‌ای فراهم می‌کنند ... اگر ب...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط