او مظهر عشق بود و من مظهر

او مظهر عشق بود و من مظهر
ننگ....
وقتی که فشردمش،به آغوش
تنگ....
لرزید دلش،شکست و نالید
که،آخ....
ای شیشه چه می کنی تو
در بستر سنگ.... :-(
دیدگاه ها (۳)

شیشه پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد ش...

ای کاش وقتی خوابم می برد دیگه تو خواب دست و پاهام نمی لرزيد😔...

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

سلام بر تو،وقتی در «لیلة‌المبیت» در بستر محمد (ص) خوابیدیو ب...

به نام اوچه زیبا فرمود که «ابراز عشق به آن که به تو بی میل ا...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

«آینده تو به عهده خوده توست🤍و هیچ کس دیگه ای نمیتونه این کار...

💜☝... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

گاهی آدم دلگیر است، نه از رفتن… از تمام چیزهایی که قبل از رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط