شب آمده تا از سر عادت بخوابم

شب آمده ، تا از سرِ عادت بخوابم
سخت است وقتی نیست ، راحت بخوابم
بودی ، به شوقت روز و شب بیدار بودم
باید به جای آن همه مدت بخوابم
صدبار هر شب می پرم از خواب ، با ترس
ای کاش می شد قدرِ یک ساعت بخوابم
من منتظر هستم که برگردی ، چگونه
با چشم های خیره بر راهت بخوابم ؟
حرفی ، پیامی ، صحبتی ، آهی ، نگاهی
راضی نشو با این همه حسرت بخوابم
تا چشم بر هم می گذارم ، می گریزی
من حق ندارم یک شبِ راحت بخوابم ...
دیدگاه ها (۳)

‍ ‍ درد دارد عشق، اما دردِ بدتر دوری‌اشپیرِ دلتنگی بسوزد، با...

خسته و بی رمقم بی سر و پایم نکنیدبه خودم باخته ام، شک به وفا...

ای نوش داروی دلمجامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمانروح من...

کاش می شد بیخبر یک حلقه بر در میزدیبـر خیـالات محـالـم رنـگ ...

19جيمين: الان نیستم ولی بلاخره که میشم (چشمک)ات: عوففف خفه ش...

#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم #پارت16 --------------------------...

چند پارتی از جیمین (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط