خسته ام خسته

خسته ام خسته

خسته ام خسته


خسته ام از رفتن...
خسته ام از ماندن...
طاقت ماندنم نیست و توان رفتن
ای کاش زود پایانی بود،فقط پایانی بود و پایانی بر این سفر که ناخواسته اغ از کردیمش
ای کاش میتوانستم
ولی افسوس
افسوس که یارای پایانی خود خواسته ام نیست
خسته ام...
خسته ام...
دیدگاه ها (۱۶)

گاهی آدم خسته نیست...فقط دیگه توانِ ادامه دادن نداره.بعضی آد...

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

قسمتی از سفرم به کردستان

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

جاده بی راهه

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۵. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۵. خد...

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

مرد بی رحم

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط