من افتخار میکنم وقتی دوتا پسر که دارن با کلمات کوچه بازار

من افتخار میکنم وقتی دوتا پسر که دارن با کلمات کوچه بازاری با هم حرف میزنن به من که میرسند صداشون میارن پایین و رد میشن
احساس غرور میکنم وقتی میخوام از جایی رد شم مردی که به هیچ جای تیپش نمیخوره مذهبی باشه خودش رو میچسبونه به دیوار و راه رو برای من باز میکنه
من کلی خوشحال میشم وقتی که سوار اسانسور میشم یه پسر بخودش اجازه نمیده با من هم زمان بیاد تو اسانسور
من خیلی خوشحال میشم وقتی من هیچ حرفی نمزنم ًًٖ هیچ شعاری نمیدم ولی این پرچم افکار من.....این چادر دوست داشتنی ام (که حاضر نیستم ازش جدا بشم )به همه میگه :
« لطفا مراقب رفتارتون- حرف زدنتون و حتی افکارتون باشید!!من حرمت دارم »
دیدگاه ها (۱)

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟔اون سیلی که به صورت ور...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 12 جک ویودر رو باز ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

My lovely neighbor part : 64

بالاتر از اتمسفر

ابلیس

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

پارت ۴ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو لوید 《عا خسته شدم چقدر معمور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط