تو گذشتے
تو گذشتے
و شب و روز گذشت.
آن زمان ها،
به امیدےکه تو،
برخواهے گشت،
پاےهر پنجره،
مات،
مے نشستم به تماشا،
تنها،
گاه بر پرده ابر،
گاه در روزن ماه،
دور،
تا دورترین جاها مے رفت نگاه؛
باز مےگشتم،
هیهات!
چشم ها دوخته ام
بر در و دیوار هنوز!
و شب و روز گذشت.
آن زمان ها،
به امیدےکه تو،
برخواهے گشت،
پاےهر پنجره،
مات،
مے نشستم به تماشا،
تنها،
گاه بر پرده ابر،
گاه در روزن ماه،
دور،
تا دورترین جاها مے رفت نگاه؛
باز مےگشتم،
هیهات!
چشم ها دوخته ام
بر در و دیوار هنوز!
- ۱.۲k
- ۳۰ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط