ارسلان: ببینین پری خانوم دیانا زندگیمه رویامه اون دیگه کل

ارسلان: ببینین پری خانوم دیانا زندگیمه رویامه اون دیگه کلفت نیس اون عشقمه و کل زندگیمو به پاش میریزم ( با داد) ...

الهه : کلفت شمایین که دارین از حسودی میترکین با اون عسل نچسبتون که خودشو می‌مینالوند به بچه من

ارسلان: بیا بریم مامان.... و از خونه زدیم بیرون و نشستیم تووماشین

الهه : قربونت برم عزیزم گریه نکن دیانا

دیانا: آخ.... آخه..... دی...دین .....چجوری....گف 😭

ارسلان: ولشون کن فدات شم من الهی قربونت برم گریه نکن .

دیانا: ارسلان همش تو گفتی بیایم 😭😭

الهه: دیانا جان مامان جون گریه نکن الهی بمیرم برات

ارسلان: ببخشید دیانا نمیدونستم اینجوری میشه تو الان گریه نکن .... نریز اون مرواریدهای قشنگتو

دیانا: اشکامو پاک کردم و مامان ارسلان بغلم کرد ..... مرسی مامان جون

الهه : خب عزیزم دیگه کم کم پروازتونه برید برسین به پروازتون منم امشب میام ایران

دیانا: اول شمارو میرسونیم

ارسلان: بعله .... رفتم و مامان رو رسوندم دیدم دیانا بغض داره .... خوبی دیانا

دیانا: آره ( با صدای بغضی )

ارسلان: دیانا

دیانا: بله

ارسلان: ببین منو

دیانا: چی میگی

ارسلان: هنوز ناراحتی ؟

دیانا: نه خوبم..

ارسلان: ینی میخوام بمیرم وقتی فکر میکنی نمیفهمم خانومم چشه

دیانا: ارسلان ول کن

ارسلان: بغلش کردم.... ناراحت باشی نمیریم ایران ها
دیدگاه ها (۸)

دیانا: باشه ناراحت نیستم ارسلان: بعد چند مین سوار هواپیما شد...

ارسلان: هیس .... لباساشو در آوردم دیانا: ارسلان خواهشششش تاز...

ارسلان: میدونستم با دیانا خوب نیستن ..... نشستیم تو ماشین و...

دیانا: از خواب پاشدم ارسلان نبود رفتم تو آشپز خانه ارسلان: س...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۳ویو فردا صبح کوک:هیشش اروم برین ت...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۷ویو ساعت ۲ ظهر ته:از خواب بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط