من و تو

من و تو

یک شب بلند...

من انار ها را دانه می کنم...

میریزم در کاسه ی فیروزه ای رنگ

منتظر مینشینم لب حوض

تا بیایی از راه

ویلدایمان را کنار هم...باهم...تاصبح

حافظ میخوانیم

امسال تو باید برایم تفال بزنی...

باید جوری برایم تفال بزنی ک حافظ

عاشقانه ترین غزلش را تقدیمم کند

اخر...اخر نیت من راز ِ دل ِ تو بود...

یلدا یعنی بلندترین شب سال...

شبی ک تنها یک دقیقه از شب

قبلش بیشتر عمر میکند...

و من این یک دقیقه را جشن میگیرم

و به پاسش تا صبح بیدار می مانم

یک دقیقه ک هیچ...

یک ثانیه هم بیشتر کنارت بودن جشن گرفتن دارد

من قدر ثانیه های بودنت را خوب می دانم

من بغض دلگیر نبودنت را خوب میشناسم

من خوب میدانم ارامش این شبها

را مدیون بودن توام

پس یک دقیقه بیشتر بودنت را

کنار ِ حضور سبز خودت جشن میگیرم

تفال بزن برایم...
دیدگاه ها (۱۰)

چندپارتی تهیونگ

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

<<دوستت دارم جانانم♥️انقدر که اگر قلبم توان تفکر داشتاز تپید...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹³شکست رو کاملا حس میکرد.برگشت بالا و خود...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 36چند روز از برگشتن ویولت و هوسوک به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط