پادشاهی درویشی را به زندان انداخت نیمه شب خواب دید که بیگ

پادشاهی درویشی را به زندان انداخت نیمه شب خواب دید که بیگناه است,پس اورا ازاد کرد, پادشاه گفت حاجتی بخواه درویش گفت: وقتی خدایی دارم که نیمه شب تورا بیدار می کند تا مرا از بند رها کنی,, نامردیست که از دیگری حاجت بخواهم,,,
دیدگاه ها (۹)

امشب تمام اینه ها را صدا کنید/امشب تمام اینه هارا صدا کنید/ا...

اگر درها به رویت بسته شد دل بد مکن بازا/ دراین خانه دق الباب...

امشب شب رویش, شب میلاد بهار است. از جذبه این جلوه فلک اینه د...

پروردگارا: از بابت تکرار این دنیا که بیداریست تورا سپاسگزارم...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

سایه ای در راهرو های نقره ای

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

مرد بی رحم

🦢 پارت دوازدهم | اولین هشدارلیانا هنوز کارت را در دستش نگه د...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۹صبحِ روزِ بعد، نورِ ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط