یه روزی میرسه خیره میشی به عکسمو با عذاب وجدان میگی ....

یه روزی میرسه خیره میشی به عکسمو با عذاب وجدان میگی ....
کاش بودی ..... کاش اونی ک اومد جات یکم مثل تو بهم گیر میداد ....
یکم رو مخم راه میرفت ...
یکم مثل تو باهام دعوا میکرد و بعدش از دلم در میاورد ....
یه روزی میرسه ب خیلی چیزا نگاه میکنی و یاد من میفتی.......یه روز میرسه که یاد اذیت کردنام میوفتی و میگی کاش الانم پیشم بودی و اذیتم میکردی..... یه روز میرسه که دلت واسه بودنم تنگ شده....یه روز میرسه که دلت واسه صدام تنگ شده.....ی روز میرسه که دلت بهونه ی منو میگیره اما دیگه دیرررررره!!!
دیدگاه ها (۳)

واقعا متاسفم واسه سین فالور جمع کردن چه گوه...ا‌ که نخورد...

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

روزی که گذشت روز بسیار بسیار فرسایشی و سختی برای من بود ... ...

هر روز مغزم و خاطراتمون با هم کلنجار میرن که بهت تکست بدم ، ...

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

My professor Chapter:2Part:75جونگ‌کوک:اونوقت تو به جای اینکه...

@nphotography

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

فصل دومپارت دوازدهم | شروع یک عشق واقعیبعد از آن شب...همه‌چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط