کیستی که من اینگونه به اعتماد .....

کیستی که من اینگونه به اعتماد .....
نام خود را با تو می گویم .....
کلید خانه ام را در دستت می گذارم ....
نان شادی هایم را با تو قسمت می کنم .....
به کنارت می نشینم ....
و بر روی زانوی تو این چنین آرام به خواب
می روم ....
دیدگاه ها (۸)

تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت ۳

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط