به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد، اما هر وقت تنم

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد، اما هر وقت تنم به جماعت بینا خورد گفتند: مگر کوری؟!
روزگارت بی نیاز باد ازاین جماعت بینا ...
دیدگاه ها (۷)

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

the first lie

صدای مهیب p9

برده عمارت جئون

🌿 قسمت چهارم       روزهایی که هیچ‌کس از آن‌ها               ...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

🔘 داستان کوتاهدر چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می ...

سناریواولین دیدارتون چه‌جوری بود: مکنه لاین جیمین:اون تو رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط