ازدواج اجباری
ازدواج اجباری
علامت ات &
علامت کوک @
بچه ها
می دونم این چند روز به خاطر اینکه گوشیم خراب بود نبودم الان که درست شده دوباره دارم پارت می گذارم
ویو نویسنده
کوک ات رو بغل کرد برد بیمارستان
دکتر ات رو دید گفت بخاطر شوک و حمله عصبی از حال رفته
کوک ات رو برد خونه
ات هنوز بیدار نشده بود
کوک رفت پایین
که یکدفعه صدای کوک رو شنید
&جونگ کوک
من کجام چیشده ؟؟؟؟؟؟
(بچه ها علامت کوک از ریال به @تغییر می کنه)
@ات خوبی جاییت درد نمیکنه
&جونگ کوکا کل بدنم درد میکنه
@قربون اون بدن خوش فرمت برم من (زیر لب )
&چیزی گفتی
@ن
&باشه
ویو کوک
گوشیم زنگ خورد
بابام بود
خواستم جواب ندم
ولی جواب دادم
@بله پدر
پ.ک. سلام کوک خوبی می خواستم بیای خواهرت قرار دو.س.ت. پس.رش
رو بیاره تا ما ببینیم گفتم تو و ات هم بیاین
@پدر بزرگ هم هست
پ.ک نه نیست فقط خودمونیم
@باشه
پ.ک فردا صبح زود حرکت میکنیم باغ ویلا
خداحافظ
ویو کوک
داشتم میرفتم توی آشپزخونه که ات صدام کرد
&کوک ...کوک(بغض)
@جا.ن.. یعنی .بله
&کوک من من
@تو چیی
&من پریود شدم هق هق
@چی
پریود شدی
&آره هق
@نوار بهداشتی توی کشوی پایین دستشویی هست
&باشه (اشک خجالت)
ویو ات
رفتم کارای لازم رو انجام دادم
و اومدم بیرون خیلی ازش خجالت می کشیدم
@بیا اینجا بیا
کوک دستشو برای ات باز کرد تا بیاد بغلش
و ات آروم آروم رفت بغلش
و سرشو گذاشت روی سینه کوک .
@دلت درد می کنه دختر کوچولو آره
فردا میریم باغ پدر زنگ زد گفت که فردا صبح حرکت میکنیم
&پدر هم میاد
@نه اون پیری روانی نمیاد
&باشه ممنون
@بیا دلت رو ماساژ بدم
&نه نمی خواد توهم خسته ای نه نیستم
@خسته نیستم
&باشع
ویو نویسنده
...................................................
خماریییییییی 😈😈
علامت ات &
علامت کوک @
بچه ها
می دونم این چند روز به خاطر اینکه گوشیم خراب بود نبودم الان که درست شده دوباره دارم پارت می گذارم
ویو نویسنده
کوک ات رو بغل کرد برد بیمارستان
دکتر ات رو دید گفت بخاطر شوک و حمله عصبی از حال رفته
کوک ات رو برد خونه
ات هنوز بیدار نشده بود
کوک رفت پایین
که یکدفعه صدای کوک رو شنید
&جونگ کوک
من کجام چیشده ؟؟؟؟؟؟
(بچه ها علامت کوک از ریال به @تغییر می کنه)
@ات خوبی جاییت درد نمیکنه
&جونگ کوکا کل بدنم درد میکنه
@قربون اون بدن خوش فرمت برم من (زیر لب )
&چیزی گفتی
@ن
&باشه
ویو کوک
گوشیم زنگ خورد
بابام بود
خواستم جواب ندم
ولی جواب دادم
@بله پدر
پ.ک. سلام کوک خوبی می خواستم بیای خواهرت قرار دو.س.ت. پس.رش
رو بیاره تا ما ببینیم گفتم تو و ات هم بیاین
@پدر بزرگ هم هست
پ.ک نه نیست فقط خودمونیم
@باشه
پ.ک فردا صبح زود حرکت میکنیم باغ ویلا
خداحافظ
ویو کوک
داشتم میرفتم توی آشپزخونه که ات صدام کرد
&کوک ...کوک(بغض)
@جا.ن.. یعنی .بله
&کوک من من
@تو چیی
&من پریود شدم هق هق
@چی
پریود شدی
&آره هق
@نوار بهداشتی توی کشوی پایین دستشویی هست
&باشه (اشک خجالت)
ویو ات
رفتم کارای لازم رو انجام دادم
و اومدم بیرون خیلی ازش خجالت می کشیدم
@بیا اینجا بیا
کوک دستشو برای ات باز کرد تا بیاد بغلش
و ات آروم آروم رفت بغلش
و سرشو گذاشت روی سینه کوک .
@دلت درد می کنه دختر کوچولو آره
فردا میریم باغ پدر زنگ زد گفت که فردا صبح حرکت میکنیم
&پدر هم میاد
@نه اون پیری روانی نمیاد
&باشه ممنون
@بیا دلت رو ماساژ بدم
&نه نمی خواد توهم خسته ای نه نیستم
@خسته نیستم
&باشع
ویو نویسنده
...................................................
خماریییییییی 😈😈
- ۳۴.۸k
- ۲۹ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط