عاشقانه

با خودم عهد بسته‌ام
بار دیگری که به زمین سفر کنم
کوله‌پشتی‌ام پر از شکوفه و شراب باشد
برای اولین سلام خورشید را به خانه‌ام بیاورم
باغ را به قلب‌ام
به دالان ترانه سفر کنم
به آنجا که سهمی از خوشبختی و آزادی فراهم است
در آنجا واژه‌های عشق و امید را بردارم و برای زمین سوغات بیاورم
در باغچه‌ی خانه‌ام نرگس بکارم
و کسی را دوست بدارم
کسی را که باغ را می‌شناسد
و به قناری‌ها دانه می‌دهد
کسی که کوله‌پشتی‌اش پر از شکوفه و شراب باشد.
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه التماس دعا

عاشقانه

نگین:یاد من باشد از فردا صبح ، جور دیگر باشمبد نگویم به هوا ...

نردبان این جهان نردبان این جهان ما و منی /عاقبت این نردبان ا...

می گویند: روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.شمس...

پارت اول ویلن دکو

پژمان الماسی‌نیا شاعر اصفهانی

محمد عرب” وقتی ۱۴ ساله بود، همراه خانواده اش از ایران به آمر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط