❤️یادش بخیر تا همین بیست سال پیش،

❤️یادش بخیر تا همین بیست سال پیش،
به بهانه ی خانه تکانی همه دور هم جمع می‌شدیم،
و یک دل سیر می‌خندیدیم و دل‌هایمان نیز از کینه و کدورت پاک میشد.

💚دلتنگ شده ام حالا برای آن فرشی که وسط حیاط خانه مادربزرگ پهن می‌کردیم
و یک کاسه در دست می‌گرفتم،
و به بهانه ی شستن فرش دو زانو بر روی فرش خیس شده
و پر از کف می‌نشستم و در جهت خواب فرش کاسه را هل می‌دادم

💙یادش بخیر آب بازی آخر فرش شستن
با بچه ها و بزرگترها حتی! یادش بخیر
فریاد های مادر
سرما میخوری بچه... من برات لباس نیاوردم!

💜وقتی که دیگر بجای جمع شدن ها در
کنار یکدیگر برای خانه تکانی خانه ی
مادربزرگ سراغ کارگر می روند
نمیدانم آن نگاه غمگین مادربزرگ را
کدام کارگر می تواند بتکاند،
آن دل خسته ی پدربزرگ را چه کسی می تواند گردگیری کند

💛دلم تنگ شده برای تمام
مادربزرگ ها و پدربزرگ هایی که
دیگر در کنار ما نیستند
و بیشتر برای آن ها که هستند اما دلشان
از غم دوری نالان است!
بگذار بهتر بگویم،
دلم یک شادی تکانی می خواهد
دیدگاه ها (۱)

اسفند، اردیبهشتی‌ترین حالتِ زمستان است... از همان ماه های خو...

💫هیچوقت نگو از،من گذشته من دیگه بزرگ شدم پیر شدم نمیتونم همی...

🌸ما کاخ نداريم كه هی فخر فروشيم🌸اموال نداريم كه بـر فقر بپوش...

⭐️بعضی وقت ها خـــــــــــدا🌼چیزی که فکر میکنی میخوای رو⭐️بـ...

برای شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانه ایدلیــل مــاندگاری ، ...

فیک کوک به چیزی که دل ندارد دل نبند

‌ ‌ ‌ ‌ ترجمه این صفحه از کتاب؛> وقتی بچه بودم، هر وقت به اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط