عاشقانه های شبنم

تقدیر بود! پاے ڪسے در میان نبود
آن روزها ڪه صحبتے از این و آن نبود
می‌شد تو را دوباره به دست آورم، ولی
وصلے چنين ڪه لایق عشقے چنان نبود
یک روز رنج بے پر و بالے مرا شڪست
یک روز بال بود ولے آسمان نبود
ترسیدم از شڪست و نڪوشیده باختم
سودے ڪه صبر داشت به غیر از زیان نبود
آنجا ڪه دوست آینه‌ام را شڪست و رفت
هیچ انتظار دیگرے از دیگران نبود
از خنده‌ے ترحم مردم ڪه بگذریم
با من ڪسے به غیر غمت مهربان نبود
دیدگاه ها (۰)

تقدیر بود! پای کسی در میان نبودآن روزها که صحبتی از این و آن...

تقدیر بود! پای کسی در میان نبودآن روزها که صحبتی از این و آن...

تقدیر بود ... پای کسی در میان نبودآن روزها که صحبتی از این و...

تقدیر بود ... پای کسی در میان نبودآن روزها که صحبتی از این و...

تقدیر بود ..پاے کسـے در میان نبود آن روزها که صحبتـے از این ...

وقتی که دوست آینه‌ام را شکست و رفت

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط