به،دریا،شکوه،بردم..از،شب،دشت..! واز،این،عمری،که،تلخ،تلخ..

به،دریا،شکوه،بردم..از،شب،دشت..! واز،این،عمری،که،تلخ،تلخ.. بگذشت! به،هر،موجی..که،میگفتم،غم،خویش.. سری،میزد،به،سنگ و..بازمیگشت..!
💛🧡💜💔🖤
دیدگاه ها (۰)

همه،چیز،با،رفتنش..از،یادت،میره..! بجز، یادش..که،همیشه..یادت،...

ای،آفتاب..آهسته تر،بر،بام،قصرش،کن، نظر..! شاید،صدای،پای،تو.....

زمان،به،من،آموخت که..دست،دادن، به ، معنای،برسرقول،ماندن..نیس...

💛🧡💜💔🖤

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

برده عمارت جئون

ریشه در خاک - فریدون مشیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط