رمان عشق لجباز من

پارت ۳۶

رفتیم دانشگاه
دیانا:مثل اینکه اتاقامون جداس
من:هوم ولی اگه باهم هم بودیم بهت نمی رسوندم😘😝
دیا:شیطونه میگه😂
من:باشه حالا برو امتحان بده😂

دیانا

رفتم امتحان دادم اکثرا تستا اسون بودن اون روز غیر امتحان کلاس نداشتیم پس زود اومدیم خونه
من:سلام ای اهل خانه😅
مامان رومینا:اهل خانه رو ول کن امتحان چی شد؟
من:عه خاله گیر نده خوب بود اکثرا
مامان ارسلان:خدایا این بچه به راه راست هدایت شه دیگه خواسته ای ندارم😂
من:عه خاله مگه من چمه؟
مامان ارسلان:چش نیس گوشه که تو هم گوش شنوا نداری😂
ارسلان:عه مامان این همه زحمت کشیده رفته امتحان داده😂
مامان دیانا:حالا بیایید نهار بخورید
رفتیم نهار خوردیم و رفتیم تو اتاق های خودمون لش کردیم
مامان دیانا:حالا کی جوابش میاد؟
من:فردا شب میاد رو سایت
مامان دیانا:اها

فردا شب

مدیسا:اول نمره منو بیار مامانم ببینه😂
ارسلان:منم که اصلا لازم به ذکر نیس که چقدر عالیم
من و مدیسا و عسل و مهدیس و پانیذ و رضا و فرزاد و ممد:ورورورروروررور🤏🏻😂
ارسلان:حسودا
رضا:خب اول مال شما سه تا
عسل ۷۵ از ۱۰۰
رومینا ۹۰ از ۱۰۰
فرزاد ۱۰۰ از ۱۰۰

رضا:
مدیسا ۸۸ از ۱۰۰
خودمم ۵۵ از ۱۰۰🥲
ممد ۶۷ از ۱۰۰
مهدیس ۲۱ از ۱۰۰😐
مهدیس:حاجی مامانم پارم میکنه🥲
رضا:
پانیذ ۱۰۰ از ۱۰۰
ارسلان ۹۸ از ۱۰۰

ارسلان:اشتباه میکنی ینی ۱۰۰ نشدم🥲😐
رضا:نخیر😔😛
رضا:حاجی پشمام دیانا شده ۱۰۰ از ۱۰۰🤯
ارسلان:چی دیانا از من دو نمره بالا تره🤯
دیانا:بله😎


#اردیا
#رمان_اردیا
#اردیا_همیشگی
#رمان_عاشقانه
#رمان_اکیپ
#رمان
دیدگاه ها (۱)

ممد....#متین#نیکا#عسل#ممد#دیانا#ارسلان#لئورضا#پانیذ#عباس#روم...

‌‌‌‌#عباس #ممد #نیکا #ارسلان #متین #دیانا #مهراب #عسل #پانیذ...

‌‌‌‌#عباس #ممد #نیکا #ارسلان #متین #دیانا #مهراب #عسل #پانیذ...

‌‌‌‌#عباس #ممد #نیکا #ارسلان #متین #دیانا #مهراب #عسل #پانیذ...

‌‌‌‌#عباس #ممد #نیکا #ارسلان #متین #دیانا #مهراب #عسل #پانیذ...

#متین #نیکا #عسل #ممد #دیانا #ارسلان #لئورضا #پانیذ #عباس #ر...

ممرضا ارسلان....!😄#متین#نیکا#عسل#ممد#دیانا#ارسلان#لئورضا#پان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط