باز در کوچه کسی عاشق باران شده است

باز در کوچه کسی عاشق باران شده است
این دروغ است ولی نامِ تو عنوان شده است

پرده ی صافِ اتاقت به کناری رفته ...
و همین باعثِ یک شکِ دو چندان شده است...

فصل چشمان تو آن قدر هوایش سرد است
که شبیه نفس باد زمستان شده است

چه قَدَر فکر کنم سوء تفاهم باشد
که کسی پشتِ نفس های تو پنهان شده است

بس کن آقا، برو و شال و کلاهت بردار
مدتی هست دلت مثل خیابان شده است

آسمان ابری و بغضی به گلویش انگار
موعدِ ریزش یکباره ی باران شده است...

بارش رحمت الهی ساعتی پیش شهرمون.

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

‌‎‎‌‎‎‎‌بت پرستم نکن اینگونه به سیمای خودتقبله را کج نکنی بر...

مرا در آغوش بگیربعد از عبور از یک شب سختبعد از هجوم آنهمه دل...

شهریار یه جایی خستگی‏ و درد دلتنگی رو به‏ قشنگی معنا میکنه‏ ...

نامه‌ای دیگر نوشتم کاش آن را خوانده باشدکاش او هم مثل من، پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط