عاشقانه های شبنم

راستی هیچ میدانی من در غیبت پرسوال تو چقدر ترانه ساختم؟
چقدر ستاره نشاندم؟
چقدر نامه نوشتم که حتی یکی به مقصد نرسید؟رسید....
اما وقتی که دیگر هیچ کسی در خاموشی خانه، خواب بازآمدن مسافر خویش را نمی‌دید!
میدانی سال‌ها و سال‌ها چشم به راه تو از هر مسافری که می‌آمد
سراغ کسی را میگرفتم که بوی شب دریا را می‌داد؟...،....
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

آرامش دلهای بیقرار

عاشقانه های شبنم

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط