نویسنده: جانگ می
p10
جی هی:از زبان جی هیبعد از مرگ مامان من دیگه ان جی هی که قبلا بود نبودم خیلی ساکت و درونگرا شده بودم. دل من همیشه مامان رو دوست دارد و مامان قبل از مرگش و اون اتفاق ناگهانی به من گفته بود اگه روزی شما را تنها گذاشتم بدان من همیشه یاد شما هستم و هر وقت دلت تنگ شد و یا شرایط تو را ازار میداد چشمانت را ببند و دستت را روی قلبت بزار به هر تپش گوش کن...من همیشه به حرف های مامان گوش میدهم و از او یاد میکنم همیشه به حرف خای زیبا و ارامش بخش او عمل میکنم و پدر هم همینطور، امروز روزی است که دیگر ان چشم های براق مامان را نمیبینم روز خاکسپاری او.... 💔
رد شدن زمان/۵هفته بعد از خاکسپاری......
جی هی:از زبان جی هیبعد از مرگ مامان من دیگه ان جی هی که قبلا بود نبودم خیلی ساکت و درونگرا شده بودم. دل من همیشه مامان رو دوست دارد و مامان قبل از مرگش و اون اتفاق ناگهانی به من گفته بود اگه روزی شما را تنها گذاشتم بدان من همیشه یاد شما هستم و هر وقت دلت تنگ شد و یا شرایط تو را ازار میداد چشمانت را ببند و دستت را روی قلبت بزار به هر تپش گوش کن...من همیشه به حرف های مامان گوش میدهم و از او یاد میکنم همیشه به حرف خای زیبا و ارامش بخش او عمل میکنم و پدر هم همینطور، امروز روزی است که دیگر ان چشم های براق مامان را نمیبینم روز خاکسپاری او.... 💔
رد شدن زمان/۵هفته بعد از خاکسپاری......
- ۴.۸k
- ۲۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط