بعد از درام یازگی که شیفتش شدم نوبت میرسه به درام سیمگه!

بعد از درام یازگی که شیفتش شدم نوبت میرسه به درام سیمگه!
سیمگه واقعا خیلی خوب و طبیعی از پس این سکانس براومد جوری که انگار واقعا حس مادری رو داره که بچشو از دست داده!!

درسته نباهت خیلی در رابطه با آسدور اذیتمون کرد ولی از دار دنیا فقط دوروکُ داشت امید زندگیش بود تنها همه چیزش بود این جور چیزا خیلی برای یه مادر سخته من سر این سکانس خیلی گریه کردم هم برای بی کس شدن آسیه و هم برای نباهت .ایدفعه نباهت به جای اینکه صورت بچشو بوس کنه خاکش و بوس کرد😭😭😭 این سکانس بهم گفت باید مادر بشی تا درک کنی الان نمیفهمی 🖤😭🥺
دیدگاه ها (۰)

😭🖤🖤

😭🥺

من اصلا نمیتونم با تو خدافظی کنم💔🖤💔💔🥺😭

😍❤

پارت ۵۵:مادر(ماری)یک بار دیگه به صورت ماه سونگ آه نگاه کردم....

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟢یونگی تو بهشت بود، کی بود که میتونس...

★اون یه مافیا بود ولی...p⁵(end)داخل تخت خوابم داشتم راجب راب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط