زیاده خرده نگیرید به ما دهه  شصتی ها طفلکی

زیاده خرده نگیرید به ما دهه شصتی ها.... طفلکی

زیاده خرده نگیرید به ما دهه شصتی ها.... طفلکی
حکایت ما، حکایت آدم هایی ست که از پای سفره های ده دوازده متری ِ
آبگوشت و کله جوش و اشکنه ی ظهر جمعه که چهار گوشه اش غلغله بود از
فامیل نزدیک و آشنای دور، تبعید شدیم به پیتزای سرد و نان سیر بیات سق
زدن ِ تنهایی پای اُپن.
سفره های دلخوشی مان یکی یکی جمع شد بی خبر. خانه هامان تنگ تر شد
هی. آخرین سنگرمان شد مبل تک نفره ی رو به روی تلویزیونی که هیچ خانه
ی سبزی توش نبود.
ما یکباره و ناغافل، خواسته و نا خواسته، خالی شدیم از آدم ها، از هم، از
گذشته، از هنوز..
دیدگاه ها (۰)

زیاده خرده نگیرید به ما دهه پنجاه و شصتی های طفلکیحکایت ما ح...

🌱🌱 زیاده خرده نگیرید به ما دهه پنجاه و شصتی های طفلکی حکایت ...

زیاده خرده نگیرید به ما دهه پنجاه و شصتی های طفلکی حکایت ما،...

زیاده خرده نگیرید به ما دهه پنجاه و شصتی های طفلکی حکایت ما،...

زیاده خرده نگیرید به ما دهه پنجاه و شصتی های طفلکی حکایت ما،...

*✍️یادداشت فرزند سردار شهید ابراهیم همت به مناسبت وداع با پی...

داستان کوتاه انفجار بزرگ اثر هوشنگ گلشیری<دنباله دار >داستان...

سه زﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻨﻨﺪ :ﻣﺎﺩﺭﻡ ، ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺗﺼﻮﯾﺮﺵ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﻭ ﺳﺎ...

#اقدام_و_عمل..میگوییم وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهدمی گوید ...

هرکه باآل علی درافتاد ورافتاد#دلنوشته#دردودل#اقدام_و_عمل..می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط