زیاده خرده نگیرید به ما دهه شصتی ها.... طفلکی

زیاده خرده نگیرید به ما دهه شصتی ها.... طفلکی
حکایت ما، حکایت آدم هایی ست که از پای سفره های ده دوازده متری ِ
آبگوشت و کله جوش و اشکنه ی ظهر جمعه که چهار گوشه اش غلغله بود از
فامیل نزدیک و آشنای دور، تبعید شدیم به پیتزای سرد و نان سیر بیات سق
زدن ِ تنهایی پای اُپن.
سفره های دلخوشی مان یکی یکی جمع شد بی خبر. خانه هامان تنگ تر شد
هی. آخرین سنگرمان شد مبل تک نفره ی رو به روی تلویزیونی که هیچ خانه
ی سبزی توش نبود.
ما یکباره و ناغافل، خواسته و نا خواسته، خالی شدیم از آدم ها، از هم، از
گذشته، از هنوز..
دیدگاه ها (۰)

تجسم تمام موسیقی هایمدر کنارت رویایی ست بی نظیر!ببین چگونه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط