داستان دست ها

داستان دست ها
ای کاش فاصله نبود بین دستای من و تو کاش میتونستم دستای تو رو محکم بگیرم و بعد بغلت کنم اما همیشه فاصله بود حتی الانم همه اینو میخونن به جز تو......
دیدگاه ها (۰)

...

چطور قلبمو دزدیدی    درحالیکه چشام باز بود؟🌑‌

هعییی

منم همینطور باب اسفنجی 🧸

فاصله ای بین تو و خوشبختی وجود ندارهتو خودت خوشبختی رو میساز...

کاش میتونستم ریلترین رزی رو پیدا کنم یعنی تو هنوز بانو کیم ا...

بعد شش سال

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط